خرید بک لینک
تا ۱۷ ام نت ندارم و بعد از اون به مدت ۱ ماه ، ۲ گیگ وای فای شارژ میشه. و بعد از اون هم ملوم نیس چی بشه. هزینه ی این سرویس رزرو و ترافیکای اضافه از جیب خودم بوده و مطمئن نیستم بعد از اون چی میشه. ولی خب خوشالم. تا اون موقه باید حسابی به کارام برسم. امیدوارم تا اون موقه اتفاقای خوبی افتاده باشه . همین. به جز زینب و اینجا نگفتم که نیستم این مدت موقت رو. احتمالش هس تنها تو این چن روز پیام بده و بخواد صوبت کنیم باهم. یا شاید مریم بگه که کاموا ها رو خریده و کی بیاره که یادش بدم . یا حتی زهرا کرم پور و دل آرا فتاحی پیام بدن و بگن چی شد؟ میای جمعه رو؟ حتما تا اون موقه م.م هم کلی پی ام اعصاب خورد کن داده که باید چش بسته کلیر هیستوری بزنم. خب نمیدونم کسی دیگه تو این چن روز کارم خواهد داشت و پی ام خواهد داد یا نه ولی دلم نمیخواد فک کنم بهش. احتیاج دارم یه خورده دور باشم از این شرایط. دیشب با مینا حرف زدم و دلم آروم گرفت. قطعا تا اون موقه مینویسم بازم. اما توی نوت گوشی. شاید از این چن وخ که درهم بود هم نوشتم. اما بعدا. فعلا صورتم جوشای ریز اعصاب خوردکنی زده که بازم به ۲ خوردن افتادم و فقط دلم میخواد خوب شن و به چیز دیگه ای فکر نمیکنم. باید برم بیرون رنگ و اکسیدان و یه سری چیزای دیگه بخرم. شاید شنبه. آره شنبه بعد اومدن از دکتر وقت مناسبیه. شاید این هفته خودم رو مهمون کردم سینما و به این بهونه ا

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 1:27

حال این روزها میل به درس خوندن ندارم. حتی اپسیلونی. به زور میرم سر درسام اما میبینی چهل دیقه س رو همین صفحه موندم و اشکام برگه رو نمدار کرده. دفتربرنامه ریزی این هفته م پر از صفراییه که با وقاحت تمام نظاره گر ضعف من اند.ص

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 0:20

تو چنین حسود چرایی؟ باید بخوابم اما اینکارو نمیکنم. بیدارم و از هجوم فکرایی که دارن مغزمو میخورن گرخیده م! دارم به این فکر میکنم که چرا هنوز نمیتونم بی اعتنا باشم. قطعا نمیدونه وبلاگ خودش و دوستش رو دارم. امشب سر زدم به و

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 0:20

صفحه بندی